(ستون آزاد - شماره 35)
يك خروس در نيشابور تخم مي گذارد-جرايد
به نظر شما دلیل تخم گذاشتن خروس چیست؟
* گروهی از کارشناسان اقتصادی و منتقدان دولت بر این باورند که خروس زیر بار مشکلات معیشتی و تورم و اوضاع نا بسامان اقتصادی متحمل فشار شدیدی شده که منجر به تخم گذاری گردیده است.این کارشناسان افزودند در شرایط فعلی خروس که سهل است بعید نیست انسانها هم تخم بگذارند.کارشناسان در ادامه از اجرای طرح بزرگ تخم گذاری ملی برای افزایش حد تحمل در مردم خبر دادند.
* برخی از صاحب نظران اعتقاد دارند این خروس از فعالان حقوق مرغ و تخم مرغ و از پیشگامان جنبش برابری مرغ و خروس است و عملی که از وی سر زده نوعی قدر دانی از زحمات بی دریغ مرغ ها در طول تاریخ و تلاشی برای تساوی بیشتر مرغ و خروس محسوب می شود.
* عده ای معتقدند خروس با دیدن رشد روز افزون قیمت تخم مرغ به خود آمده و متوجه شده است که این روزها ولگردی و معرکه گیری و جنگ و دعوا و چشم چرانی برای کسی آب ونان(آب و دان) نمی شود و فعلا نون (دون) توی تخم مرغ می باشد.این عده پیش بینی کردند با گذشت زمان و بهبود وضعیت اقتصادی خروس ممکن است ایشان رادر کسوت مشاغل دیگری از قبیل ساخت و ساز مسکن خرید و فروش سیمان و یا واردات شکر ببینیم.
* گروهی از شکاکان با ابراز نگرانی از تخم گذاری های اخیر اعلام کردند تخم گذاری فقط ظاهر ماجراست وخروس در پس پرده اهداف سیاسی خطرناکی را دنبال می کند.به عقیده این گروه خروس باید در یک برنامه تلویزیونی تحت عنوان به اسم تخم گذاری پرده از اسرار ماموریت خرابکارانه خود بر دارد.
تخم گذاری خروس فارغ از هر دلیلی نتایج جالب توجهی در پی داشته است:
* تخم گذاری خروس باعث خارج شدن تخم مرغ از انحصار مافیای تخم مرغ (مرغ ها) گردید و امید می رود که این مهم فتح بابی برای مبارزهبا مفسدین اقتصادی و انحصار طلبان گردد.
* خروس با دست یافتن به تکنولوژی بومی تخم گذاری بار دیگر توانمندیهای ماکیان جوان ایرانی را به رخ جهانیان کشاند.
* با تخم گذاری خروس برای معمای فلسفی چندین هزار ساله بشر(اول مرغ بوده یا تخم مرغ؟) راه حل جدیدی ارائه گردید.
در حاشیه:
* فرهنگستان زبان و ادب فارسی با تشکیل جلسه فوق العاده ای پدیده عجیب تخم گذاری خروس را فرآیندی تخماتیک نام نهاد.
* خروس به دنبال شرکت در تبلیغات تلویزیونی برای یک شرکت ساختمان سازی در بحرین ممنوع التصویر شد.
* یکی از دانشمندان غیور با طرح شعار زنده باد خروس خواستار برگزاری بزرگداشتی برای این چهره ماندگار شد.
*خروس اعلام کرد تمام عواید حاصل از تخم گذاری هایش را در راه احداث چند واحد مرغداری صنعتی صرف خواهد کرد.
منبع: www.asriran.com
رنگ پول
(چاپ شده در شماره ۲۷ ستون آزاد)
من به رنگ خوشت ای پول گرفتار شدم
مبلغی قرض نمودم و بدهکار شدم
غمت ای مايه بيفکند به جانم طمعی
صاحبت گشتم و من يک شبه پولدار شدم
بهر صاحب شدنت پول زبان بسته، بدان
شرخر و مفت خور و دزد و زمين خوار شدم
در تمناي تو اي شاهد بازاري من
بنده بيزار ز كم سودي بازار شدم
نزد بانکت بسپردم پی شش درصد سود
من زيانکار از اين سود زيانبار شدم
بعد از اين جيب من و سود نزول سر برج
که من از رهگذرش برج خريدار شدم
قصه کوتاه نمايم که دگر قافيه ها تنگ آيد
بنده عاجز ز سراييدن دنباله اشعار شدم
در حضور حضرت استاد(۲)
"با حضرت استاد بيشتر آشنا شويم"
درود بر شما خوانندگان گرامی، بنا بر درخواست خيل عظيمی از خوانندگان نشريه(ايضا خوانندگان موسيقی پاپ)، بر آن شديم تا در اين شماره بيشتر با زندگی و شخصيت حضرت استاد آشنا شويم. بنا بر اين بيوگرافی مختصری از ايشان تقديم حضورتان می شود و در ادامه به گفتگو با حضرت استاد خواهيم پرداخت.
حضرت استاد در يکی از روز های سرد و فرد زمستان سال هزار و هفتصد و هشتاد و اندی در شهر هِرت به دنيا آمد. وی تحصيل وتدريس و کسب معرفت را از زمين های خاکی جنوب شهر آغاز کرد و بر اثر تلاش و دوندگی بی امان در اين راه لاغر شد. ايشان در 28 سالگی ازدواج نمود اما به دليل درگيری و مشغله فراوان، دو بار بيشتر نتوانست همسرش را ملاقات کند که حاصل اين دو ملاقات يک فرزند پسر و يک فرزند دختر می باشد!
از حضرت استاد تاليفات گرانقدری در قالب کتاب و مقاله بر جای مانده است که مشهورترين آن ها عبارت است از:
نقدی بر نسيه، سفرنامه پشت بام، سِيری در جردن، شبی با زيدان، معامله و قواعد مربوط به آن و قبض و بسط تئوريک شکم.
همچنين ايشان در پست ها و مسئوليت های مختلفی به خدمت پرداخته اند که مهمترين آن ها بدين شرح است:
1- دبيرکل حزب باد از بدو تاسيس تا کنون
2- رييس فراکسيون ميانه رو های افراطی در مجلس هفتم
3- رييس دفتر املا و انشای فارسی
4- رييس اتحاديه صنفی مترجمان هری پاتر
5- عضو هيئت علمي دانشگاه هاوايی
س) سلام حضرت استاد خيلی خوشوقتيم که در خدمت شما هستيم.
ج) بنده هم عرض سلام و ادب دارم خدمت شما و خوانندگان نشريه تان. جا دارد همين جا خدمت مسئولين اين نشريه کمال قدردانی، قدر شناسی و قدر شناسی ارشد خود را ابراز دارم! که با حرکتی بی سابقه، يعنی معرفی و کسب فيض از محضر چهره های ماندگاری چون بنده، قدمی در راه تعالی فرهنگ اين مرز و بوم برداشته اند.
س) حضرت استاد، منتقدين معتقدند شما پيچيده صحبت می کنيد.
ج) البته نمی توان انکار نکرد که بنده حداقل در موارد خاصی پیچیده صحبت نمی کنم. اما آنچه مهمتر است اين نيست که چرا نبايد از پيچيده صحبت کردن احتراز کرد. بلکه نحوه تاثير ميزان درک مخاطب از گفتار مهم می باشد.
س) ها...؟! بگذريم. استاد! برخی از منتقدين می گويند شما انتقاد پذير نيستيد و پاسخ انتقادها را با کلمات رکيک می دهيد.
ج) غلط کرده اند . يک چيزی هم رويش خورده اند! اين ها يک مشت حرف مفت است که برای خراب کردن بنده می زنند. خوشبختانه مردم ما باهوش تر از آن هستند که حقيقت را نفهمند. البته بنده با نقد منصفانه هيچ مشکلی ندارم ولی اين حرف ها کاملا مغرضانه است.
س) خوب استاد، به دليل بيوگرافی مختصری که قبل از گفتگو داشتيم، در اين شماره نمی توانيم سوالات بيشتری داشته باشيم. اگر اجازه بدهيد اين گفتکو را در شماره بعد پی بگيريم.
ج) خواهش می کنم. اجازه شما هم دست ماست!
س)ممنون و خدا نگهدار.
دعوت و لبیک
(چاپ شده در شماره ۲۶ ستون آزاد)
چشم من چون به پسر خاله بابام افتاد
دعوتی کردم و او در طمع شام افتاد
سر خر کرد کج و از پی من راه افتاد
آتشی در دل این شاعر ناکام افتاد
لکن از بخت خوش بنده میان کوچه
یک عدد بشکه سنگین ز لب بام افتاد
صاف بر فرق سرش خورد وهمان جا جان داد
ای خدا شکر که این بشکه سر انجام افتاد
حتم دارم که از این شعر قشنگ بنده
فک خاقانی و فردوسی و خیام افتاد
درحضور حضرت استاد(۱)
(چاپ شده در شماره ۲۶ ستون آزاد)
باسلام وعرض ادب وارادت واحترام خدمت دانشمند بزرگ و عقل کل روی زمین حضرت استاد بزرگوار دامت برکاته خواستم بدانم اینده روابط ایران وآژانس را چگونه ارزیابی می کنید؟
-آینده روابط موابط رانمی دانم ولی آینده شخص شما را با این روندی که در پیش گرفته اید وبا این ادبیات خاصی که به کار می برید بسیاردرخشان می بینم.مخصوصا دراین مملکت.
حضرت استاد می شود بپرسم آیا بومی بودن تکنولوژی هسته ای با وارد کردن آن از روسیه تناقض دارد یا خیر؟
-بله می شود بپرسید.
خب بفرمایید آیا بومی بودن تکنولوژی هسته ای با وارد کردن آن از روسیه در تناقض نیست؟
-خیر جانم. برهمگان روشن است که روس ها به تکنولوژی بومی هسته ای دست یافته اند. ما هم همین تکنولوژی را بدون اینکه از بومی بودن آن چیزی کم شود وارد می کنیم و به تکنولوژی بومی هسته ای دست می یابیم.
استاد چنانچه قرار باشد بار دیگر دبیر شورای عالی امنیت ملی عوض شود بهترین گزینه برای احراز این پست چه کسی است؟
-به طور کلی مستقل از نام و ماهیت هر سازمان یا نهادی برای تصدی ریاست آن بهترین گزینه جناب دکتر الهام هستند.اما از آنجا که در مملکت ما قحط الرجال نیست می توان از افراد دیگری مانند علی سعید لو ومهرداد بذرپاش نیز استفاده کرد. البته امیر رضا خادم وامیر حسین مدرس هم گزینه های خوبی هستند.
در این صورت آقای سعید جلیلی کجا خواهند رفت؟
-ایشان جای خاصی نمی روند و همراه با آقایان لاریجانی و دبیر جدید شورا سه نفری پای میز مذاکره خواهند نشست.
بهتر نیست که آقای روحانی هم به این سه نفر ملحق شود؟
-خیر. هرچه می کشیم از دست این اقا می کشیم. ایشان در غلتان را داده اند و آبنبات چوبی گرفته اند وآقای لاریجانی با هزار زحمت این آبنبات چوبی را پس دادند تا در غلتان را پس بگیرند.
حضرت استاد احساس نمی کنید با این صحبت ها شخصیت ایشان را زیر سوال می برید؟
-اولا که این قسم بوالفضولی ها و شوخ چشمی ها به شما نیامده.
ثانیا برهیچکس پوشیده نیست که شخصیت به ارائه بلیط اتوبوس است نه به این چیز ها.
مپرس
(چاپ شده در شماره ۲۵ ستون آزاد)
خط وخالی کشیده ام که مپرس
مانتو تنگی خریده ام که مپرس
پاچه های مزاحم شلوار
را چنان سر بریده ام که مپرس
با توسل به پاشنه کفشم
آن چنان قد کشیده ام که مپرس
کوری چشم شور شهین ومهین
یک موبایلی خریده ام که مپرس
هر که دستپخت من خورد گوید
دستپختی چشیده ام که مپرس
از حقوق زنان آن ور آب
حرف هایی شنیده ام که مپرس
ازمیان نود هزار خواستگار
شوهری برگزیده ام که مپرس
اولین مصرع غزل این بود
خط وخالی کشیده ام که مپرس
آخرین مصرع غزل این است
دام دیریم دام دی دیده ام که مپرس
پاره ای توضیحات:
1)عبارت دام دیریم دام درمصرع آخر تخلص شاعر است.
بسمه تعالی
رنج نامه یک گرگ
(این مطلب متاسفانه با جرح وسانسور فراوان در جریده دریده ستون آ زاد چاپ شده است.)
بنده تکذیب می کنم. افشا میکنم. پرده برداری میکنم. به عنوان یک گرگ اجازه نمی دهم هر آدم جعلق و بی سر و پایی دهنش را باز کند وبه توده های شریف وزحمتکش گرگ اهانت کند.افسوس که همواره قلم در دست بنی بشر افسانه ساز و اسطوره پرداز بوده تا از گرگ ،این قشر کم درآمد وآسیب پذیر جنگل چهره ای دروغین وکاذب ارائه دهد.
اگر عده ای از بد خواهان معلوم الحال ورسوای گرگ بر طبل تبلیغ تئوری توحش و پلیدی گرگ می کوبندچه جای ملامت است که اگر غیر از این بکنند باید تعجب کرد.روی صحبت من با اینها نیست.درد دل سوخته من از یک قشر ظاهرا فرهیخته و باطنا فریفته جامعه بشر است. نویسندگان قلم به مزد.
با شما هستم آقا ،شما که کباده علم واب می کشی، شماکه رسالت اصلاح و هدایت جامعه را بر دوش داری، شما که مسئولیت آگاه کردن مردم با شماست،چرا به جای تنویر اذهان عمومی دروغ به خورد مردم می دهی؟ چرا علیه ما سمپاشی می کنی؟چرا عوامفریبی می کنی؟چرا نیرنگ می کنی؟بس نیست این همه لجن پراکنی؟ دست از تشویش افکار عمومی بردار. این ها چه قصه های مزخرفی است که برای گرگ در آورده اید؟ این داستان های مسخره را از کجای خورجینتان بیرون می آورید؟ این خزعبلات و لاطائلات را کدام عقل سلیمی تایید می کند؟سند و مدرکتان کجاست؟
من باید همینجا اعلام کنم داستان هایی نظیر بز بز قندی، شنل قرمزی وچوپان دروغگو تنها ساخته وپرداخته اذهان مریض افراد مغرضی است که سعی در تخریب چهره و ترور شخصیت گرگ دارند.
ای هتاکان دهن چاک،ای ناسزاگویان ناشسته رو ، بروید قلمتان را آب بکشید.کجا دیده اید گرگی چند بزغاله را بخورد و آن ها در شکم گرگ به حیات خود ادامه دهند؟کجا دیده اید بزی حریف گرگی شود و شکم اورا بدرد؟ گرگ قصه شما بیشتر به خودتان شبیه است. افسانه بزبزقندی چیزی بیش از یک دروغ بزرگ و بی شرمانه نیست.شما به گرگ ها توهین نکرده اید، به شعور مخاطبتان توهین کرده اید.
شنل قرمزی با گرگ ها خصومت شخصی دارد. شما چه سر وسری با این دختر دارید که آب به آسیاب او می ریزید. آخر کجای گرگ شبیه مادر بزرگ شنل قرمزی است؟چگونه شنل قرمزی فرق گرگ و مادر بزرگ را نمی داند؟شما حتی به قهرمان داستانتان توهین کرده اید.
شما حیا را خورده اید وآب رو راتف کرده اید.هر چند ناخواسته به حقایقی هم اشاره داشته اید.افترا بستن به گرگ را اعتراف کرده اید.درقالب کاراکتر چوپان دروغگو خودتان را به تصویر کشیده اید.او همان کاری را می کند که شما می کنید.به گرگ تهمت می زند.کاری که نزد شما مسبوق به سابقه است. پیشینه تاریخی دارد. برادران یوسف هم وقتی او را به چاه انداختند،تمام کاسه کوزه ها را سر گرگ شکستند.
به هر تقدیر گذشت زمان غبار از چهره حقیقت خواهد زدود و روزگار جفا پیشه غزل رسوایی شما را خواهد سرود.لعنت بر شما کینه توزان و ستیزه جویان گرگ صفت!!
اوووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووو
گرگ باران دیده